کـــی تــمــام مـی شــود ؟ ؛ غـروب هایـی کـ ه " دل ِ " مـا " گـیـرِ " دلــتـنـگــی ات اسـت آقــا !

این تصویر خیلی شبیه یکی از عکس های پارسال شده

 


برچسب‌ها: پیاده روی جاماندگان, کنار قدم های جابر, اربعین, امام حسین, حسین
+ تاريخ سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393ساعت 23:18 نويسنده هانیه سادات |

ملت ما عاشق مبارزه با اسرائیل است...

امام خامنه ای

 


برچسب‌ها: عاشق مبارزه با اسرائیل, پیاده روی جاماندگان, عاشق مبارزه با صهیونیست, امام خامنه ای, کنار قدم های جابر
+ تاريخ سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393ساعت 13:27 نويسنده هانیه سادات |

تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم...

 


برچسب‌ها: پیاده روی جاماندگان, کنار قدم های جابر, اربعین, امام حسین, حسین
+ تاريخ شنبه بیست و دوم آذر 1393ساعت 23:52 نويسنده هانیه سادات |

چایی روضه ارباب زمین گیرم کرد...

 


برچسب‌ها: پیاده روی جاماندگان, کنار قدم های جابر, اربعین, امام حسین, چای ارباب
+ تاريخ شنبه بیست و دوم آذر 1393ساعت 23:0 نويسنده هانیه سادات |

سقای جاماندگان

یکی دست یکی شون رو بوسید

انگار دست سقای کربلا بود

نمیدونم یه جوری شدم...

 


برچسب‌ها: پیاده روی جاماندگان, کنار قدم های جابر, اربعین, امام حسین, سقا
+ تاريخ شنبه بیست و دوم آذر 1393ساعت 22:36 نويسنده هانیه سادات |

چهار پاییز گذشت

از پروازت

بهاری شدی

و اما من هنوز

در انتظار عبور از زمستان

یخ بسته ام

چه اسم با مسمایی داشتی

«فائزه»

خوشا به حال چشم های تو که روشن بود...

 

+ تاريخ پنجشنبه پانزدهم آبان 1393ساعت 22:8 نويسنده هانیه سادات |

سیاه پوشی آدم های مختلف

با رنگ های مختلف

با چهره های مختلف

با علایق و عقاید مختلف

با ظواهر مختلف

نشان می دهد

ما با همه تفاوت هایمان

در نقطه ای به نام «حسین» متحدیم

اتحادی از جنس عشق...


برچسب‌ها: حسین, امام حسین, کربلا, محرم, دلنوشته محرم
+ تاريخ یکشنبه یازدهم آبان 1393ساعت 0:50 نويسنده هانیه سادات |

برای دیدن تصویر در سایز اصلی روی آن کلیک کنید.

 


برچسب‌ها: عفاف, پوستر, حجاب, پوستر حجاب, زن ایرانی
+ تاريخ جمعه بیست و پنجم مهر 1393ساعت 17:32 نويسنده هانیه سادات |

برای دیدن تصویر در سایز اصلی روی آن کلیک کنید.

 


برچسب‌ها: عفاف, پوستر, حجاب, پوستر حجاب, زن ایرانی
+ تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393ساعت 18:46 نويسنده هانیه سادات |

عرفات آدم حیران است

مضطر است

منتظر است

مضطرب است

هی سر می گرداند

هی نگاه می کند

دقیق می شود

عرفات آدم نگران است

دل توی دلش نیست

زمان می گذرد

آدم ها رد می شوند

خورشید غروب می کند

هی روضه ی عمو را زمزمه می کند

برای حضرت بابا اشک میریزد

یا فاطمه یا فاطمه می خواند

آقا گفته بود روضه عمویم که باشد می آیم...

گفته بود روی مادر حساس است

گفته بود برای دعای عرفه ی حسین می آید

یک گل نرگس می گیرد دستش

آقا می آید .. آقا نمی آید .. آقا می آید .. آقا نمی آید .. آقا می آید .. آقا ن ...

عرفات آدم منتظر است

با هر صدایی بر میگردد...

 

*دعا کنید قسمتم بشه...

 


برچسب‌ها: مکه, عرفات, صحرای عرفات, حج, دلنوشته حج
+ تاريخ پنجشنبه هفدهم مهر 1393ساعت 20:6 نويسنده هانیه سادات |